تبليغاتX
یادداشتهای یک شرلوک هلمز خسته!!

یادداشتهای یک شرلوک هلمز خسته!!

Oops!!

وقتی ادمین یک سایت هستید ناخود آگاه اخبار مختلف و زیادی بهتون میرسه !!اخباری بعضا عجیب و تکان دهنده .یکی از وظایف ادمین های یک سایت رسیدگی به این اخبار ,تشخیص صحت اون ها بررسی میزان  خطری که ممکنه بوجود بیاد و میزان سرعت عکس العمل هست . و البته در بعضی اوقات تشخیص اینکه عکس العمل باز خودش خطری خواهد داشت؟! جلوگیری از خطر های این عکس العمل هم  یکی از کارهای یک ادمین هست !!نکته ای که در این بین مهم هست آمادگی ذهنی برای قبول حتی عجیب ترین اطلاعات و عکس العمل مناسب در برابر اون هاست .

مجموعه اتفاقاتی که در دوماه گذشته اتفاق افتاد درس خوبی برای همه مون بود . گرچه هزینه ی زیادی برای این تجربیات پرداختیم ولی میشه گفت ارزشش رو داشت.

واضح میگم مسئله اصلا مربوط به بی اخلاقی یکی از دوستانمون نیست که از هر چه بود و میشد سو استفاده کرد و تا اونجایی که بر مسند قدرت بود با تمام عرض شانه جلوی حقیقت ایستاد . که ای کاش

حقیقت فقط به The Most Gigantic Lie محدود میشد .

مسئله اصلی به نظر من  ضعف تصمیم گیری جمعی و عکس العمل سریع در برابر اطلاعات و تشخیص صحیح بودنشون هست .مسئله ای که باعث شد در نهایت ما به مرحله ای بریم که پر هزینه بود.در حالی که میشد خیلی نرم تر تمام بشه. الان هم نظر شخصی من اینه که بهتره عوض عکس العمل های احساسی و تند  همه مون به قول ترجیع بند معروف سعدی ....بنشینیم و صبر پیش گیریم......دنباله ی کار خویش گیریم .

بگذریم به قولی ... بعد از این ماه بسی از سلخ به غره آید از غره به سلخ....ولی امیدوارم ........

امیدوار نیستم!!مطئنم که دفعه بعد همه چیز بهتر پیش خواهد رفت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 8:27  توسط شرلوک  | 

روزمرگی ها!!

چند روز پیش رفتم سوار ماشین بشم با این منظره مواجه شدم!!

 

 

 عشق نوه بد کوفتیه ها!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 1:6  توسط شرلوک  | 

عید آمد و عید آمد !!!دیم دیم دیم دیم!!

 

خوب دیگه بعد از مدتها تنبلی تصمیم گرفتم اینجا رو آپدیت کنم!!دلیل اینکه اینجا آپدیت نمی کردم این بود  که اونقدر توی موشدونی ور میزدم که دیگه نیازی به این نبینم که اینجا را ب آپلودم ولی در هر صورت چون عذاب وجدان داشتم سعی میکنم از امروز بیشتر بنویسم و شما رو مستفیض کنم (حالا املاش هرجور که میخواد باشه!!اصلا به تو چه؟!

اول باید در مورد سالی که گذشت صحبت کنم!!میتونم بگم سال بدی نبود!!مثل بقیه سالهای گذشته!تقریبا همون طور که فکر میکردم بود!!البته از حق نگذریم که چند تا اتفاق مهم هم این وسط افتاد که کلا تجربیات جالب و خوبی بودن!!در هر صورت سال نو (یه به قول تاجیک ها سال Nav ) مبارک باشه!!

حالا من باید روز ها رو بشمرم تا یه بار دیگه شهریور و پاییز بشه!!باز هم باید ماه نفرت انگیز خرداد رو تحمل کنم!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:17  توسط شرلوک  | 

لنین یه جمله داره که میگه بدترین کار اینه که به جای طرف مقابلت هم فکر کنی!واین درسیست که من باید یاد بگیرم!

اینو اینجا نوشتم که یادم نره!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 2:36  توسط شرلوک  | 

اندر باب غلط دیکته!

 میگم خیلی ضایع است آدم وبلاگ خودشو باز کنه چندشش بشه ها!!مثلا اینکه بیای ببینی نوشته ات به طرز چندش آوری غلط دیکته داره!غلط دیکته البته امریست کاملا ضاتی(ادیت نمیکنم ضاتی رو چون خوب جایی سوتی شد!اما محظ خالی نبودن عریض منظور همون ذاتی بود!)خلاصه اینکهمن همیشه مشکل املا داشتم!یادمه یه زمانی برادر بزرگم میخواست منو درست کنه!!بی چاره میشد بنده خدا!فرض کنید ۱۰۰۰ بار توی یک روز من عازم و غاصب رو اشتباه مینوشتم!اونم موقع صحیح کردن دیکته اینطوری میشد! منم اینطوری میشدم:  و میفهمیدم باز اشتباه نوشتم!! همشم تقصیره اون درس فلسطینیه بود خوب به من چه!! خلاصه اینکه هنوزم وقتی عازم یا غاصب مینویسم یاد اون میفتم وسعی میکنم درست بنویسم گرچه گاها کارم به گوگل هم میکشه!! خلاصه اینکه خواستم وقتی غلط دیکته هامو دیدین بدونین من بی تقصیرم خداوند اینگونه مقدر فرموده است!!

اندر باب لایسنس و بلک مایس!

میدونید تو ایران بدترین چیز هماهنگی بین چند نفره!بخاطر همینه که عملا کار بالای دو نفر غیر ممکنه!بخاطر همینه که کاری که باید در ۴۸ ساعت اتفاق میفتاد در ۳۶۰ ساعت اتفاق افتاد!البته خیلی هم تقصیر کسی نبود!!شما فرض کنید ۶ نفر که ۳ نفرشون شب خوابن سه نفرشون روز خواب بخوان کارهاشون رو با هم هماهنگ کنن!بعد هم به طور هوشمندانه ای همه کارهای مربوط به هماهنگی رو به شب خوابها بسپرین و کارهای بانکی رو به روز خوابها!بخاطر همینه که یه مقدار کار زیادی پیچیده شد!!   در انتها اینکه کارمون طبق معمول با یک از خود گذشتگی (مربوط به حاجی) و یک معجزه (مربوط به پی سی) حل شد!!

نتیجه اینکه خیلی شبیه جبهه شده بود!

اندر باب ماه رمضان!

به نظر من ماه رمضون ماه خیلی دوست داشتنی ایه!البته اشتباه نکنید خیلی هم  روحانی نیست!شاید برای خیلی ها باشه اما برای من یکی حداقل روحانیتش دلیل روزه گرفتنم نیست!!میدونید شاید بهتره بگم ماه رمضون از معدود ماه هاییه که منو از لحاظ حسی به گذشته میبره و یه حس نوستالوژی عمیق بهم میده!از اون طرف هم اگه در خانواده تون روزه گرفتن رسم باشه حتما میدونید که افطار و سحر  همونقدر دوست داشتنی هستند که هفت سین عید هست!چهار شنبه سوری هست و ....ابته ماه رمضون یه مشکلاتی هم داره که بزرگترینشون بود بد دهنه که ممکنه باعث مسمومیت موضعی هم بشه گاها!!بنده به عنوان یه فرد متخصص در همینجا اعلام میکنم که بلعیدن درسته یک مرغ لجنخوار باعث افزایش ثواب روزه هست و افراد سعی کنند هر روز حداقل یک مرغ ببلعند!!من خودم با این جریان خیلی مشکل دارم و   مخصوصا که امسال پلاکهای ارتدنسی رو هم مجبورم حمل کنم که اونم باعث تشدید جریان میشه پس مجبورم علاوه بر بلع مرغ لجنخوار روزی چند بار مسواک بزنم و زبونم رو فرچه بکشم و همچنین برای تنفس از بینی استفاده کنم!!مشکل دوم ماه رمضون هم نبود آبنباته خیلی به آدم فشار میاره!!

نتیجه اینکه اگه ماه رمضون روزه نمیگیرین یکی از تنوع های این دنیای بی تنوع رو از دست دادین!!

در باب برره!

من که اصولا با این سریال برره مخالفم!!به نظرم خیلی بیمزه و مرده است!و همچنین فاقد خلاقیت!البته شاید بعدا بهتر بشه اما این مهران مدیری کی میخواد دست از این کاراش برداره!! حالا خود سریال به کنار باید برره ای حرف زدن دیگران رو هم تحمل کنی!! حالا استفاده از مثلا عبارت "این چی بید؟" خیلی بد نیست !!اما وقتی یکی یه جمله کامل برره ای حرف میزنه آدم یه جورایی میشه !!یاد اون روز هایی بخیر که هرکی رو میدیدی میگفت  "مرییییییم بسههههه" خلاصه اینکه امیدوارم این سریال هرچه زود تر کلکش کنده شه! بره رد کار خودش!!

از در در آمدی و من از خود به در شدم....گویی کز این جهان به جهانه دگر شدم!

موسیقی امروز!اهنگ مورد علاقه من ویکی از ۱۰ اهنگ برتر موسیقی سنتی!

پیش در آمد چار گاه گروه عارف!

به کسایی که دی اس ال نا محدود دارن توصیه میشود!

خوب دیگه بستونه زیادی بنویسم پررو میشین!!

حالا هم برین دنبال کارتون !!

تمت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 6:15  توسط شرلوک  | 

چگونه وبلاگ مینویسیم!!

روشهای وبلاگ نویسی!

روش اول

۱: حالی که در خیابان راه میرویم یه چیزی به ذهنمون میرسه!

۲:بعد وقتی رسیدیم به خونه از اون ایده یک خطی به اندازه یه پاراگراف مطلب در میاریم!

۳:و بعد میایم پای کامپیوتر  کلا بی خیالش میشیم!

روش دوم

۱:نصفه شب موقع خواب و بیداری یه چیزی به ذهنمون میرسه!

۲:همون موقع میپریم اینا رو تایپ میکنیم!!و یادمون میه آپلودشون کنیم!

۳:صبح بلند میشیم مطلبو میخونیم اینجوری  میشیم!ژس سوت میزنیمو مطلبو پاک میکنیم!

۱: حالی که در خیابان راه میرویم یه چیزی به ذهنمون میرسه!

۲:بعد وقتی رسیدیم به خونه از اون ایده یک خطی به اندازه یه پاراگراف مطلب در میاریم!

۳:و بعد میایم پای کامپیوتر  اون چند خط رو به ۱ صفحه تبدیل میکنیم و ویفرستیم تو وبلاگمون!!

روش سوم

۱:میریم به یه سایت سیاسی و کلی مطلب میخونیم تا خونمون به جوش بیاد

۲:بعد فکر میکنیم که خیلی میفهمیم و خیلی روشنفکریم بنا براین افکار مغشوش خودمون رو با اون اخبار قاطی میکنیم و یه سری حرف نامفهوم و نخ نما به علاوه چند خط شعر میزاریم!!و وبلاگمونو آژتودیت میکنیم

۳:بعد شروع میکنیم به پپسی باز کردن و احساس اینکه  که عجب ادم روشنفکری هستم من!!

روش چهارم

در این روش چون شما آدم *ون گشادی هستین عوض اینکه به مختون فشار بیارین یه لینک یا یه عکس میزارین!!مختصر و مفید!!(این رش ربطی به فرید نداره ها!!  )

مزیت اینجور وبلاگ نوشتن اینه که هم دیگران حال میکنن هم احترام شما حفظ میشه

روش پنجم

۱:میرید ژرشین بلاگ و یه وبلاگ به نام hack4u میزنید!!

2:عنوانش رو اینطوری انتخاب میکنید!!

hack$^#yahoomassengerhack@$#%$@%#$bia2

3:بعد میرید از جاهای مختلف کپی پیست میکنین نوشته هاتونو و کلی واسه دوست دخترتون پز میدین که ولاگ هک دارین!!

روش شیشم

روش شامپاین

میشینید پشت ادیتور و هرچی به ذهنتون رسید مینویسید!!

مثل اکثر نوشته های آزالیا و یا همین نوشته!!!

خوب دیگه بستونه پررو میشین بیشتر بنویسم!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 11:46  توسط شرلوک  | 

اوه اینجا رو کاملا فراموش کرده بود!!!

ولی بر خواعم گشت به شرطی که یادم بمونه!!
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 11:20  توسط شرلوک  | 

هفت روز هفت یادداشت!

هفت روز چند یادداشت

اول:گوگل تاک آمد!!

بلاخره سرویس چت گوگل بعد از کلی شایعه عرضه شد .بزرگترین حسن این سرویس این بود که مایکروسافت و یاهو نفس راحتی کشیدند و فهمیدند که گوگل هم امکان داره نرم افزار بیخاصیت

درست کنه! باید منتظر  browser گوگل هم بمونیم ببینیم اون چطور از آب در میاد. یک منبع دور اندیش اعلام کردن احتمالا برازر آینده گوگل تصاویر را به دلیل بی فایده بودن لود نخواهد کرد.

 اما نتیجه اینکه  ما کماکان باید یاهو مسنجر جواد رو که گویا فقط برای راه رفتن روی اعصاب برای هر کار کوچیکی به مسج باکس جلوت باز میکنه رو تحمل کنیم.

نتیجه گیری:دودورودودود مایکروسافت!

دوم:بوی جوی مولیان آید همی!

با توجه به عوض شدن دولت همه منتظر بودن که یه زهر چشم اساسی از خانمها گرفته بشه!!اما متاسفانه کمر تابستان شکست و هیچ خبری نشد!!واین مایه نگرانی بود!!تا اینکه سخن گوی قوه قضاییه ما را از نگرانی در آورد وی در حالی که داشت از اسمایل مسواک زدن دندان استفاده میکرد به طرز مرموزی گفت: " بدحجابي با بي حجابي فرق نمي کند. وقتي ظاهر فرد مشخص باشد که بر خلاف قانون عمل کرده، جرم مشهود است، و ضابط مي تواند با استفاده از راهکارهايي برخورد قانوني کند."

باید منتظر یه آتیش بازی اساسی باشیم.جالبی جریان میدونید چیه؟اینه که اندیشه قالب جریان در جامعه بر این اثاثه که "نمیتونن جلو بد حجابی رو بگیرن" به نظر میرسه که مردم تفاوت فساد و حجاب رو نمیدونن.تنها چیزی که در هیچ جای دنیا نمیشه جلوش رو گرفت فساده . وگرنه بد حجاب رو با یک بگیر و ببند ساده میشه  جمعش کرد البته این کار انرژی زیادی میخواد. که به نظر میرسه دوستان هم انرژیش رو داشته باشن هم انگیزه اش رو هم قدرتش رو هم ابزارش رو

نتیجه گیری: در هر صورت ....بی خیال ولی اگه بشه جاش احتمالا خیلی درد خواهد کرد!!

سوم:تو خودت نمره بیستی!

فعلا آلبوم جدید کامران و هومن این دو جوان کریه  تبدیل به آهنگ روز داخل خودرو ها شده!فکر کنید این دو تا به اندازه کافی تحوع آور هستند حالا فرض کنید مریم حیدر زاده هم قاطی این دو تا بشه چه معجونی پدید میاد.کلا به نظر میرسه که تخم آهنگ های خوب رو ملخ خورده. و چند وقتی هست که به شخصه ترانه ای با تاریخ مصرف بیشتر از 3ماه  ندیدم. و جالبی جریان اینه که به نظر میرسه  اکثر خواننده های فعلی پاپ رو افرادی تشکیل میدن که تنها هدفشون از خوندن بدست آوردن دل دوست دخترشونه!!موسیقی ایران در حال حاضر چند مشکل داره

 1: مشکل آهنگ 2: مشکل تنظیم 3: مشکل ارکستر 4:مشکل خواننده ای با تکنیک مناسب!5:مشکل شعور 6:چند مشکل دیگر

اگه این مشکلات حل بشه من مشکل دیگه ای نمیبینم!

البته بیاید مثبت نگاه کنیم حالا درسته من از این دوتا خوشم نمیاد ولی باید تایید کنم که مثلا شنیدن ترانه"چرا خورشید میتابه؟" در تاکسی بسیار قابل تحمل تر از شنیدن ترانه "بعد شادی ماتمه" DJ  مریمه!!یا مثلا ترانه "چه خوشگل شدی امشب" دوست فرید(لووول) اندی!!

نتیجه گیری:بیاید همیشه مثبت نگاه کنیم!

چهارم:روزنامه

من یه عادت بد دارم (یعنی یه عادت بد دیگه هم دارم) اونم اینه که معمولا یا پای کامپیوترم یا کار دیگه ای میکنم یا دارم یه چیزی میخونم!!اصلا هم مهم نیست اون چیز چیه میتونه روزنامه هفته پیش باشه یا مجله 5 سال پیش اصلا اهمیتی نداره این جنون مخصوصا موقع غذا خوردن نمود بیشتری پیدا میکنه!!حالا شما فرض کنید اگه همچین آدمی به بن بست روزنامه ای برسه چی میکشه!!من بعد از جسنجوی فراوان فهمیدم که حتی یه روزنامه با محتوای مناسب در ایران پیدا نمیشه!واین تقریبا یه فاجعه است . من نمیدونم یعنی یه نفر نیست که یه روزنامه معمولی بتونه تو ایران در بیاره؟روزنامه های ایران در حال حاضر به 3 دسته تقسیم میشن!

1:همه روزنامه های دیگه!

2:شرق و ایران!

3:روزنامه های ورزشی

روزنامه های سری دوم تنها روزنامه هایین که آدم وقتی میخونه حس میکنه بهش فحش داده نمیشه بنا براین تنها گزینه ها هستند !اما این دو تا هم به تنهایی هزاران عیب دارند ایران که اصلا محتوی نداره!یعنی تمامش رو میشه در عرض نیم ساعت خوند!!روزنامه شرق هم که هم مشکل محتوا داره هم مشکل یکدست نبودن مطالب هم خط مشی روزنامه به هیچ وجه مشخص نیست!!

دسته سوم هم که معمولا بهترین گزینه برای گذراندن وقت و تلف کردن اونه!!علاوه بر سایر مشکلات . مشکل رفتن آبرو هم در خوندن این روزنامه ها  خیلی جلب توجه میکنه!!

بنا بر این فعلا در قحط روزنامه به سر میبریم!!

در مورد مجله ها هم تنها مجله مناسب در حال حاضر همشهریه جوانه و دیگه چیزی یادم نمیاد!!راستی یادم رفت به روزنامه "عصر ارتباطات در روستا" هم فحش بدم!!

که بی خیال ارزششو ندارن!!

پنجم:شجریان و فرهنگ شریف و کاست جدید

در خبرها آمده است که شجریان و فرهنگ شریف به زودی کاستی ارئه خواهند داد!!البته بهتره بگیم به زودی کاستی از فرهنگ شریف و شجریان عرضه خواهد شد!چون مسلما این مجموعه ای از اجراهای خصوصی خواهد بود!که احتمالا سالها پیش اجرا شده اند! در مورد شجریان که دیگه توضیح نمیدم اما فرهنگ شریف تار نواز مورد علاقه منه که صدای تارش رو میشه از بین هزاران صدای تار دیگه به راحتی تشخیص داد .در هر صورت شنیدن همچین خبری در این قحطی آهنگ کلی مایه نشاطه!!

ششم:یک راز عجیب!

در اوایل اردیبهشت امسال درویش مشکوکی پیش محمد جواد فالیزوانیان رفت و بهش گفت!!"در صورتی که بتونی از روی 22 اتوبوس بپری اتفاق عجیب و منحصر بفردی رو خواهی دید!او به رازی پی خواهی برد که فقط 7 تن از شیخان قونیه از اون مطلغ هستند!"و این جوان هم  به طور ناجوانمردانه ای تصمیم گرفت که از روی 22 اتوبوس بپره تا به اون راز پی ببره!البته او اشتباه نکرده بود بعد از پریدن از روی 15 یا 16 اتوبوس و زمین خوردن ناگهان به اون راز مهم پی برد! !! بعله او فهمید که منظور آن درویش چه بود!طی چند روز بعد از این جریان چند هزار محقق ژاپنی به ایران اومدند تا بفهمند چطور همچین چیزی ممکنه!آخه برای اونا عجیب بود که در ایران یه موتور  از روی 22 تا اتوبوس بپره و فقط 1 نفر بمیره!!اونا پیش خودشون میگفتن اینا وقتی با موتور به صورت عادی تو خیابون میرن روزی سه چهار نفری می میرن!یا مثلا وقتی میرن استادیوم فوتبال نگاه کنن 7 نفر میمیرن!پس چطوری فقط یه نفر مرده؟؟اونا هنوز نفهمیدن که ماجرا چی بوده!!! در پی مرگ این ورزشکار ایران به شک عحیبی فرو رفت!البته اگه مردم سایر دنیا به این شوک فرو میرن در طی یک هفته حد اقل سه تا چهار وزیر و مسئول رو دراز میشن  ولی فراموش نشه که اینجا ایران است!!

هفتم:تعویض سبک!

تا اطلاع ثانوی و خلوت شدم سرم همینجوری و با همین سبک خواهم نوشت!!

البته مطمئنا بعدا نظرم عوض خواهد شد!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 11:7  توسط شرلوک  | 

میخواستم یه مطلب بلند بنویسم حال نداشتم!! منو چه به نقد و تحلیل! بعدش تصمیم گرفتم بی خیال شم.  بعد گفتم نه ضایع است!! بعد تصمیم گرفتم بیام اینجا بلاخره یه چیزی به ذهنم میرسه دیگه اونو بگم  بعد اومدم اینجا چیزی به ذهنم نرسید! !در انتها تصمیم گرفتم یه جک براتون بگم!

یه روز به یاروئه یه ترکه میگه با سیدی جمله بساز  

ممیگه مادرتو  $#@!%!%@!

بهش میگه پس سیدیش کو؟

میگه فردا برات میارم!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 8:3  توسط شرلوک  | 

لعنت بر هرم!!

من بخاطر این عکس یک نیمه از فوتبال رو از دست دادم!! 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 16:26  توسط شرلوک  |