|
تو هم میتونی شرلوک هلمز باشی | ||
|
چهره خالق شرلوك هولمز از وراي 2 كتاب جديدانتشار دو كتاب جديد درباره «آرتور كونان دويلب» نشان ميدهد كه حواشي زندگي و آثار او همچنان جذاب است و ادامه دارد.به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، به نقل از "نيويورك تايمز"، شناخت بيشتر از «آرتور كونان دويل» هنوز اهميت دارد؛ مردي كه در سال 1893 اعلام كرده بود «آخرین مسئله» را بايد حل كند و آن را با مرگ شرلوك هولمز حل كرده بود (و به نظر خيلي ها، اين، خودخواهانه ترين راه حل براي پايان سرنوشت مردي بود كه خوانندگان بسياري پيگير ماجراهاي او بودند.) كتاب «مردي كه شرلوك هولمز را آفريد: زندگي و دوره سر آرتور كونان دويل» به همت «اندرو لاي ست» در 559 صفحه به قيمت 30 دلار توسط انتشارات فري و كتاب «آرتور كونان دويل؛ يك زندگي از خلال نامه ها» توسط جان ليلين برگ، دانيل استاش دور و چارلز فولي ويرايش شده، در 706 صفحه به قيمت 95 /37 دلار منتشر شده اند. يكي از جالبترين طعنه هاي موجود در تاريخ داستان مدرن اين است كه شخصيتي كه توسط خالقش براي مرگ آفريده شده بود، بار ديگر توسط همين آفريننده و نه در كار ديگري به زندگي بازگشت. هولمز آنقدر حقيقي بود و آن قدر پركشش و جاذب كه بسياري از خواننده ها هنوز تصور مي كنند او واقعا وجود داشته و حتي هنوز برخي دوست دارند بگويند كه كونان دويل به عنوان كارگزار ادبي دكتر واتسون كه علاقه مند به نوشتن داستان بود، شخصيت هولمز را از روي يكي از دوستان واقعي او آفريده است. با اين حال در ميان زندگي درهم و برهم و پر از شهرت و اعتبار، هولمز كسي است كه به سوي مرگ مي رود. با تمام آنچه تاكنون درباره شخصيت شرلوك هولمز گفته شده به نظر مي رسد خاطرات و دست نوشته هاي آرتور كونان دويل هنوز منبع مناسبي براي فرونشاندن عطش شديد نويسندگان و مردم در اين باره باشد. اين گنج بزرگ كه به تازگي از ميان انبوه خاطرات، نامه ها و دست نوشته هاي منتشر نشده او ـ كه طرح هاي اوليه براي دو كتاب جديد هم در ميان آنهاست – انتخاب شده، زندگي او را به صورت تمام و كمال و با جزييات بي سابقه به تصوير كشيده است. اگر تاكنون دليل كافي نداشتيم براي اينكه اين مرد را فردي زيرك، بي حوصله و ـ مثل كارآگاهش ـ غيرقابل كشتن بدانيم،حالا با انتشار اين خاطرات به راحتي به چنين دلايلي دست يافته ايم.دويل و هولمز ، هر يك به شيوه خود، خلقيات دوره ويكتوريايي را عيان كرده اند و در روندي كه هنوز به برخي رنگ هاي قديمي آن عصر اجازه حضور مي داد، به توصيف آن دوره پرداخته اند عنواني كه «اندرو لاي ست» براي بيوگرافي خود انتخاب كرده بدون شباهتي با ديگر كتاب هايي كه پيشينيان او نوشته اند، نشان ميدهد كه او قصد نداشت با معطوف كردن نگاه ما به خانه عجيب شماره 221 خيابان بيكر، به دنبال كسب اعتباري جديد براي كونان دويل باشد. در كتاب «مردي كه شرلوك هولمز را آفريد: زندگي و دوران سر آرتور كونان دويل» يك خبرنگار پيشين كه پيش از اين بيوگرافي «روديارد كيپلينگ» و «يان فلمينگ» را نيز نوشته، بررسي بسيار موشكافانه اي از اينكه چگونه يك دكتر معمولي از پورت موث مي تواند تا نقطه اوج ادبيات اواخر دوره ويكتوريايي بالا بيايد ارائه مي كند. لاي ست كونان دويل را چنين معرفي كرده است: او كه در يك خانواده ايرلندي در سال 1859 در اسكاتلند به دنيا آمد، همه دنياي خيال پردازانه اش را از مادرش دارد؛ از كسي كه به صورت ژنتيك استعداد ويژه اي براي داستان سرايي داشت. همين هم موجب شد تا كونان دويل از همان دوران كودكي همه قصه هاي اسرارآميز خرس هاي جنگلي را ببلعد و ماجراهاي علمي _ تخيلي ژول ورن را پي بگيرد و در داستان هاي عجيب و غريب سر والتر اسكات بر مبناي رمانس هاي تاريخي غرق شود. همه اينها ژانرهايي است كه خود او بعدها در جستجوي آنها برآمد. همه احترامي كه او براي يافتن دلايل منطقي قايل شده است ريشه در تحصيلات پزشكي اش در ادينبورگ دارد، جايي كه استادان رشته هاي گوناگون علمي او را با قدرت استنتاج خود شيفته مي كردند و اشتياق او را براي شناخت مسايل مربوط به پزشكي قانوني و تاثيرات كوكايين برمي انگيختند. اما تناقض اصلي زندگي آرتور چنان كه "لاي ست" به آن پرداخته، اين است كه اين دكتر آموزش ديده و مخترع شرلوك هولمز بسيار بسيار منطقي، خود به شكلي تاثيرگذار تحت تاثير مسايل مربوط به ماوراء الطبيعه قرار داشت و جلسه احضار ارواح، گرفتن عكس از روح و ديگر رفتارهاي ترسناك و غيرعادي براي او مثل هولمز (و خود ما) هميشه از جذابيت هاي بي پايان دهن پركن برخوردار بود. لاي ست با توصيفي هوشيارانه، به اين امر مي پردازد كه صداهاي مختلفي كه كونان دويل از پديده هاي مختلف مي شنيد، نگاه او را به مسايل ماوراءالطبيعه به عنوان «امتداد طبيعي علوم» معطوف و او را به اين علاقهمند مي كرد. اين شناخت تاثيري دوگانه و مرموز به جاي مي گذاشت چنان كه هر دو آنها يعني دويل و هولمز ، هر يك به شيوه خود، خلقيات دوره ويكتوريايي را عيان كرده اند و در روندي كه هنوز به برخي رنگ هاي قديمي آن عصر اجازه حضور مي داد، به توصيف آن دوره پرداخته اند.اگر تاكنون دليل كافي براي اين كه اين مرد را فردي زيرك، بي حوصله و به صورت قاطعانه اي مثل كارآگاهش غير قابل كشتن بدانيم، نداشتيم حالا با انتشار اين خاطرات به راحتي به چنين دلايلي دست يافته ايم در يك سرفصل از كتاب با عنوان «روح زمانه» نويسنده چهره اي اسرارآميز و جالب از دويل ارائه مي كند و از تاثير اعتراض عمومي مردم و هزينه بسياري كه براي اين اعتراض پرداخت شد، سخن مي گويد كه سرانجام موجب بازگشت دوباره هولمز به زندگي شد. او به ديگر آثار دويل هم پرداخته و به عنوان يك مرد موفق كه صاحب لقب درباري «سر» بوده به چند كتاب ديگر او پرداخته كه شامل ماجراهاي«جهان از دست رفته» است و از ديگر كارهاي خوب او هم ياد كرده؛ مثل زماني كه او از هولمز استفاده كرد تا با روش هاي منحصر به فرد سر و گوش آب دادن او و بررسي هاي موشكافانه اش ثابت كند كه مرد نيمه سرخپوستي كه به ناحق به زندان افتاده، در حقيقت بي گناه بوده است. اين داستان بعدها هم الهام بخش «جولين بارنز» براي نوشتن رمان «آرتور و جورج» شد. با اين حال با تداوم اين سبك از نوشتن توسط لاي ست در بخش هايي از كتاب كشش بيوگرافي كاهش مي يابد. استناد به نامه اي براي اثبات اينكه دويل در حالي كه همسر اولش از ابتلا به بيماري سل در بستر مرگ بوده با همسر دومش ازدواج كرده و نگراني اي از بابت ابتلاي او به اين بيماري نداشته است، يكي از اين موارد است. رفتار مقتدرانه او با فرزندانش و نيز خساست او را نيز لاي ست با استناد به نامه اي ديگر مطرح ميكند، در حالي كه امكان برداشت هاي ديگري از اين مكاتبات هم مي تواند وجود داشته باشد. با اين حال" لاي ست" از بيان جزيياتي كه موجب رشد سياسي و فرهنگي محافظهكارانه دويل شد، دريغ نمي كند و همچنين از خودبيني آقامنشانه و تنگنفسانه او ياد مي كند كه با بازآفريني خود در نقش سنت پاول در جهان امروز به دنبال مسايل ماورايي مي گشت و سرانجام آن قدر خطر مي كند كه مرگ در سال 1930 به سراغش مي آيد. "لاي ست" براي نوشتن اين بيوگرافي و به ويژه برشمردن تلاش ها و شاهكارهاي غيرشرلوك هولمزي كونان دويل به كتاب هاي بسيار و مواد آرشيوي متعددي مراجعه كرده و نشان داده است كه در زندگي اين مرد موارد متعددي از ابهام وجود دارد كه استحقاق پرداختن بيشتر به آنها را تاييد مي كند. در اثر ديگر "جان ليلين برگ" كه نماينده آمريكايي ناشر آثار كونان دويل نيز هست، "دانيل استاش كه در سال 1999 بيوگرافي «داستان گوي داستان ها: زندگي آرتور كونان دويل» را نوشته "چارلز فولي" كه نوه بزرگ دويل و وارث كنوني آثار اوست، يك كتاب 706 صفحه اي را گردآوري كرده اند كه بر مبناي مكاتبات او فراهم شده است. اين كتاب تحت عنوان كو«آرتور نان دويل: يك زندگي از خلال نامه ها» به بررسي شخصيت او پرداخته است. از قرار معلوم بازاريابي صرف گردآورندگان اين مجموعه را واداشته است تا از ميان مجموعه متشكل از انواع و اقسام مكاتبات به انتخاب آنهايي بپردازند كه چندان نمي توان براي آنها ارزشي قايل شد.بر مبناي همين هم در مقدمه كتاب ذكر شده كه «دويل مثل همه سماجتي كه در ماجراي داستان هايش به خرج مي داد، به زندگي چسبيده بود» در اين ميان برخي از نامه ها كوبنده و باصلابت اند؛ خصصوصاً آنها كه بازگو كننده احساسات پرشور و زنده دويل از كار در بيمارستاني نظامي در جنگ بوئر هستند. اما اين صلابت در بخش هايي از كتاب به ويژه آنجا كه نامه هاي او به مادرش مطرح مي شود رنگ مي بازد و به طور اجتناب ناپذيري به نظر ميرسد كه ويراستارها به صداي راوي كه از وراي آنها به گوش مي رسد، اعتماد كرده و ترجيح داده اند شخصيتي را شكل دهند كه بسيار وابسته به مادرش بود. اين مجموعه در هر بخش اين انتظار را براي خواننده به وجود مي آورد كه كونان دويل واقعي ديگر بايد پيدا شود، اما چنين چيزي وجود ندارد و از مردي كه از بخشهاي مختلفي تشكيل شده بود، از كشش ها و علايق برجسته اي كه به مسايل سياسي داشت و دو مبارزه براي راه يافتن به پارلمان از آن جمله است و شباهت هايي كه روابط اجتماعي و سياسي اش با برخي از داستان هاي كارآگاهي اش دارد، در اين كتاب خبري نيست.برعكس پس از مجموعه اي پايان ناپذير از طرح مسايل مالي، مسابقات كريكت و فوران انواع احساسات متنوع براي «مامان»؛ اين احساس به خواننده دست مي دهد كه يك فرد عاقل براي دست يافتن به كونان دويل از شرلوك هولمز استفاده كرده اما فرصتي براي بيان همه آن دلايل منطقي و دستاوردهاي دقيق او نيافته و سرانجام با سياه كردن 700 صفحه مجبور شده كه سراسيمه از كونان دويل به دليل اين كه وجود داشته تشكر كند. او از شما كه جاي خالي همه آن چيزهايي را كه بايد در كتاب وجود مي داشت و متاسفانه وجود ندارد، تحمل كرده ايد و در ميان انبوهي از مطالب ملال آور غرق شده ايد، سپاسگزار باشد. [ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 22:41 ] [ محمد سلیمی فرد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||